خيلي وقته ازتون بي خبرم . يعني راستش خيلي وقته همه از هم بي خبريم. كي فكرشو ميكرد از تير ماه پارسال تا تير ماه امسال همه مون اينقدر متحول بشيم. يه چندتامون سير نزولي داشتن و يه چندتامون سير صعودي. و خوشحالم كه منو در دسته ي صعودي ها گنجانديد. بهم ريختم وقتي فهميدم شما دو نفر اصلا نمي خواهيد كوتاه بياييد و ديگه داره كارتون به طلاق مي كشه. بابا ديوونه ها آخه زندگي اين سر دنيا مگه با اون سر دنيا چه فرقي داره. ياد روزهايي مي افتم كه منو مي نشونديد وسط ، ش. به جون شوهرش و مادر شوهرش صلوات مي فرستاد. الف هم به جون علي. نمي دونستم چي بگم چون تجربه ي شما رو نداشتم. گوش مي دادم آخر حرفاتون هم كه آبروي آدمو تو رستوران مي برديد. ش كه هميشه ميزد زير گريه الف هم كه مي گفت من ديگه بريدم بره دبي بره امريكا استراليا هر جاي كوفتي كه ميخواد بره . فقط بره مرد بشه برگرده. هر جفتتون هم به من قسم مي داديد كه تو غلط مي كني بخواي مثل ما چشاتو ببندي و عاشق بشي و بعد با همون ازدواج كني. نميدونيد وقتي شنيدم 6 نفره ميريد به دادگاههاي هم چه قاطي كردم. ديگه روتون به هم باز شده. مامان ل هم كه شده وكيل جفتتون. مي دونيد چه جوري اومديد به ذهنم؟ برداشتم از بين ادكلنام يه چيزي فيست بزنم به سر و گردنم يهو دستم رفت سمت Absulutely GIVENCHY چه حالي مي كرديد همتون. يادش به خير همه جمع مي شديم ناهار تو پاساژ گلستان تو اون سرماي زمستون بيرونو ترجيح مي داديم . ي هميشه جرزني مي كرد تيكه گنده پيتزا مال اون بود. نه كه گنده بود حس غيرت و مردونگيش هم كه تو مشهد خاك كرده بود اومده تهرون. از همه مداراتر س. بود. يه تيكه موهاشو از پشت مي بست و مثل بچه خوبا فقط با ما همراه ميشد.
هوس كردم اين بار همه تو اون اتاق ته سالن جمع بشيم دور يه ميزگرد گنده و دفاع كنيم. آره اتاق دفاع رو ميگم كه ترم 2 دانشگاه كلاس درس رنسانسمون بود. چه سرد بود؟ همه با كلاه و پالتو و شال گردن سر كلاس مي نشستيم. حالا فكر كنيد براي آخرين بار بايد دوباره همون جا دور هم جمع بشيم . كاش يكيمون آماده ي دفاع مي شد هممون زديم تو بي خيالي. سر درس سمينار چي بوديم و الان چي شديم. نفهميدم هنوز كار ي. درست شد واسه استراليا يا نه؟ من يكي كه اصلا حوصله ي دفاع ندارم چه برسه به PhD. به قول خودم : من يكي غلط كنم. ديوونه ها هنوز يادتونه؟؟؟؟ چه حالي كرديد با اون ناخودآگاهي پنهان در كلاس. حيف از وبلاگم پاك كردم. به شيلا و ايران خيلي برخورد. يونس كه مي گفت من كدوم بودم؟ مهرزاد رو بگو كه در مورد واو جزوه نويسيش وراجع به كله شكوه كه هميشه رو جزوه ي من كج بود نوشته بودم. چقدر ديوونه بوديم دم به ساعت عكس مي نداختيم و الف هم كه رحم نمي كرد . آخر شكار لحظات بود. چه احظاتي هم ديوونه شكار كرده بود . يادم نميره مي شستيم دور هم و حامد قسم ميداد كه بايد اين عكس ديليت بشه . چقدر بدجنس بوديم 6نفره مي رفتيم پايان نامه بخونيم و شكوه پاپان نامه رو كش مي رفت و ميبرد كپي. حالا اين همه پايان نامه كش رفتيم اينجاي كاريم بعد يكسال هنوز يكيمون موفق نشديم بريم تو اون سلاخ خانه ي شماره 5.
دلم واسه همتون تنگ شده تنها باريه كه در زندگيم مي خوام برگردم به عقب به گذشته. به روزهايي كه با هم بوديم و من زياد تو جمعتون قاطي نميشدم. بودم ولي جسما حضور داشتم. روحم هميشه پر مي كشيد. يادته مهرزاد بهم گفتي انگار از سر خاك اومدي چرا اينجوري شدي ليلي؟ يادته داستين هافمن بعد كلاس به من گفت : چي شده 3بار سلام دادم اصلا متوجه نشديد. واقعا هم نفهميده بودم. چرا؟؟؟ يعني اينقدر داغون شده بودم؟ اون لحظه به هيچي فكر نمي كردم جز اينكه تموم ميشه و ميره اون روزها. رفت گرد و غبارش مونده هنوز اما خوشحالم داره اوضاعم بهتر ميشه. يادتونه ديوونه ها هميشه بعد هر امتحاني در به در يه ديسكو بوديم و لعنت مي فرستاديم به اين مملكت لعنتي كه يه ديسكو نداره بريم يكم بالا پايين بپريم تا شايد اون شب هاي سخت امتحان از سرمون بپره و بيرون بره. اوج خندمون سر اين قضيه اگه گفتيد كي بود؟ همون موقع كه از پله هاي ميلاد نور مي رفتيم پايين بعد امتحان اون استاد گنده طيبه جون بود همه چشامون داشت از كاسه در مي اومد خسته كوفته از رفتن به يه ديسكو و امتحان گند بعدي حرف مي زديم كه يه سي دي فروشه در گوش الي گفت سي دي آموزش انواع رقص تركي عربي خرداديان تكنو .و ... حامد هم كه نه گذاشت نه برداشت يه دونه خريد گفت به درد شما ها مي خوره خودتون رو واسه امتحان بعدي آماده كنيد. واقعا يادش بخير . شايد خاطرات خيلي توپي نبودن اما الان همين ريزه خاطرات رو هم با هم نداريم و بدون شك هم نخواهيم داشت. هر كي رفته سر كار و زندگي خودش. من هم كه كلا از اولش مسيرمو از شما دور كرده بودم. باز شما گاهي دور هم جمع ميشيد و كلاس نقد و اينور اونور و لااقل تو دادگاه با هم هستيد من خيلي محدود شدم از لحاظ زماني. دلم تنگ شده براي همتون. عجيبه نه؟ واسه خودم هم عجيبه كسيكه حتي سر كلاسا هم به زور مي اومد الان از دلتنگي حرف مي زنه.