سلام دوستان:
چند روز که چه عرض کنم چند هفته ی پی در پی میشه که اصلا حال و حوصله ی جالبی ندارم. دوست ندارم با خوندن این پست هم حس خستگی و بی حوصلگی رو به شما منتقل کنم. اما تنها چیزی که در این یک ماه اخیر سرگرمم کرده تدریس و تدریس و تدریس و مصاحبه بوده. یعنی حساب که می کردم ۲۴۴ ساعت تدریس از ۱۱ تیر تا ۱۱ مرداد و خودم چشمام داشت از کاسه در می اومد که چطوری تونستم ؟؟؟؟؟ همه اش واسه اینکه یادم بره به خاطر نیارم و فراموش کنم اطرافم چه خبره و تو مغزم چقدر سوال داره چرخ می زنه. یه سوال دارم ممنون میشم در یافتن این سوال با من همراه شوید:
تعریف شما از زن در جامعه چیه؟
پ.ن ۱: کاری به منظر اسلام ندارم. از بعد جامعه شناختی لطفا پاسخ دهید.
پ.ن ۲: منظورم از زن خود موجود زن هست نه مادر و طبعا شامل زن متاهل و مجرد میشه.