لذت متن

ذهنم مانند لباس ژنده ی روی بند در باد سرد, بالا و پایین میرود.

 

 

 

نظر به درخواست برخی از دوستان آرمین قلقلی این شازده پسری است که عکسشو می بینید. بی شرف یک رقاصی هم شده فکر کنید از در نیومده تو ۱۰-۱۲ تا آدم گنده را دور خودش جمع می کنه و همه کف کف سوت سوت  که آقا ذوق در کنه. خرداد ماه هم قراره خاله بشم. با همه شرط بستم که دختره . آخه ۲بار تو خواب دیدم که عین خواهرم بلوند و مو طلائیه. یعنی اگه پسر بشه حقوق یه ماهم رفته هوا. حس جالبیه آدم خاله و عمه باشه. البته اگه بعدا به روحت صلوات نفرستن و به جونت قسم نخورن  راستش نمیدونم چرا حوصله ی آپیدنم نمیاد با اینکه مطالب واسه آپ کردن موجوده. فکر کنم دچار وبلاگ زدگی شدم. شماره پنجم ماهنامه ی چوک را هم با همکاری دوستان منتشر کردیم بالاخره. شاید پست بعدیم یه مطلب از این نشریه باشه. راستی لوگوی وبلاگمو حاللل می کنید چه جای دنجیه  هر کی گفت کجاست؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱۳۸۹/۱۰/۰۶ساعت 13:3  توسط لیلی   |