لذت متن

ذهنم مانند لباس ژنده ی روی بند در باد سرد, بالا و پایین میرود.

 

1)      تو دختري يا پسر؟ دلم مي خواد دختر باشي و يه روز چيزهايي كه من الان حس مي كنم رو حس كني! مادرم ميگه: دختر دنيا اومدن يه بدبختيه بزرگه ! و من اصلا حرفشو قبول ندارم! (بدبختي كه نيست ولي منم گاهي حرف مادره رو تاييد مي كنم وقتي از دختر بودنم قدرداني نميشه وقتي همه ي زحمتات رو ميزنن به حساب وظيفه ات) وقتي خيلي دلش مي گيره ميگه: آخ! كاش مرد به دنيا اومده بودم! مي دونم دنياي ما با دست مردا و براي مردا ساخته شده  و زورگويي و استبداد تو وجودش ريشه هاي قديمي داره! (موافقم كه دنيا براي مردا ساخته شده و همه ي كيف و حالش واسه مرداست ولي به دست زن و مرد – هر دو – ساخته شده ) تو قصه هايي كه مردها براي توجيه كردن خودشون ساختن اولين موجود يه زن نيست، يه مرد به اسم آدمه ! بعدها سر و كله ي حوا پيدا ميشه تا آدمو از تنهايي در بياره و براش دردسر درست كنه! (ولي در بهشت گمشده جان ميلتون، آدم از خلقت حوا دست به دهن مي مونه و كلي كيف مي كنه و اونقدر حوا رو دوست داره و نسبت بهش وابستگي عاطفي داره كه وقتي خدا حوا رو از باغ عدن بيرون ميندازه آدم فقط به خاطر علاقه شديدش به حواست كه مي پذيره او هم هبوط كنه. تازه چه دلش بخواد .اصلا مهم نيست كي اول آفريده شده چون همون اندازه كه مرد به زن احتياج داره ، زن هم به مرد محتاجه) توي در و ديوار كليساها، خدا يه پيرمرد ريش سفيده نه يه پيرزن مو سفيد! (آره منم خدا رو در ذهنم مرد تصوير ميكنم و خيلي هم موهاي خوشگل و سياهي داره ولي ريش نداره و پير نيست و به شدت متين و ساكته اونقدر ساكت كه من تا حالا صداشو نشنيدم  شايد به خاطر همونه پيرزن تصور نكردم. وقتي باهاش حرف ميزنم خيلي نگاههاي نافذي داره و حدودا 40-45 ساله است) با تموم اين حرفا حتي اگه نقش يه مرغ كرچ بازي كني، زن بودن خيلي قشنگه ! چيزيه كه شجاعت تموم نشدني ميخواد ! يه جنگ كه پايان نداره! ( مرد بودن هم همين ويژگي ها رو لازم داره خوب... مگه نه؟) اگه دختر به دنيا بياي خيلي چيزها رو بايد ياد بگيري ! خيلي بايد بجنگي تا بتوني بگي وقتي حوا سيب ممنوعه را چيد گناه به وجود نيومد؛ اون روز يه قدرت با شكوه متولد شد كه بهش نافرماني ميگن ! خيلي بايد بجنگي تا بتوني بگي تو تنت چيزي به اسم عقل وجود داره كه دوست داري به صداش گوش بدي! (چقدر اين واژه نافرماني بهم مزه داد اونقدر به دلم نشست كه صاف رو تختم نشستم و عينكمو رو چشمم صاف كردم تا مطمئن بشم درست خوندم. هيچ وقت قضيه رو اينجوري بررسي نكرده بودم... نافرماني... نافرماني...)

 2)      اگر تو پسر به دنيا بياي هم خوشحال ميشم! شايد حتي بيشتر از دختر بودنت ! (اه اه حالم بهم خورد از اون واژه بيشتر... با اينكه خودم هم دوست دارم يه روز فرزندم پسر باشه ولي خوشم نيومد ) اون وقت مزه ي بزرگي بعضي از تحقيرا رو نمي چشي ! مثلا اگر پسر باشي كسي تو تاريكي بهت تجاوز نمي كنه ! ( و مي توني شب دير وقت بري خونه و كسي بهت گير نده ، مي توني تنهايي مسافرت بري و للگي صد نفرو نكني ) لازم نيست صورت خوشگل داشته باشي تا تو نگاه اول چشم همه رو بگيري ! (اره خوب لازم نيست ولي اين دليل بر اين نيست كه از نظر ما زنها مردهاي بي ريخت همه دوست داشتني هستن ... خوشگلي براي مرد هم مهمه. كي گفته مهم نيست؟)  وقتي با همسرت تو رختخواب خوابيدي لازم نيست هر چيزي رو تحمل كني ! ( بدم مياد از زنهايي كه اين حرفو ميزنن. احساس مي كنم اين حرف نشانه ضعف جنسي يك زنه چون قرار نيست چيزي رو تحمل كرد... يعني چي كه زن خودشو اينقدر بي عرضه نشون ميده؟؟) كسي به تو نميگه گناه اون روزي درست شد كه حوا سيب ممنوع رو چيد! كمتر عذاب مي كشي ! (فكر كنم در عصر پست مدرن كه ما اينقدر درگيري هاي متعدد داريم تاريخ مصرف اين عقيده گذشته. من كه عذاب نميكشم. ) اگر پسر باشي بايد يه جور ديگه  از ستمها و بردگي ها رو تحمل كني ! خيال نكن زندگي واسه مردا خيلي آسونه ! اگه قوي باشي يه سري مسئوليت سنگين رو سرت آوار ميشه ! چون ريش داري اگر نوازش بخواي يا گريه كني همه بهت مي خندن! (ولي من نمي خندم. ديدن گريه يك مرد غم انگيزترين صحنه اي است كه در ياد يه زن حك ميشه ) بهت دستور ميدن تو جنگا آدم بكشي يا خودت كشته بشي! چه بخواي چه نخواي تو رو توي ظلم و ستم هاي عتيقه شون شريك مي كنن. ولي شايد واسه تموم اينا مرد بودن يه ماجراي دوست داشتني باشه! مرد بودن يعني كسي شدن ! براي من مهمه تو كسي باشي. (ولي مرد بودن براي من يه عالمه معنا داره فكر مي كنم براي خود آقايون هم همينقدر پيچيده باشه).

 ۳)      دوباره مي خوام بدونم تو دختري يا پسر! الان دلم ميخواد پسر باشي ! حداقل از ديدن ماه به ماه خون معافي (راست ميگه به خدا) و از ماشين روندن تو جاده ي پر دست انداز خسته نميشي ! اگر پسر باشي هيچ وقت حال زاري مث حال الان من نداري و مي توني بيشتر از من تو آسمونا پرواز كني! من مي خواستم پرواز كنم اما فقط جست و خيز رو تجربه كردم ! (منم داشتم مهماندار ميشدم ولي اونقدر حرف مفت شنيدم كه منصرفم كردن. منم پرواز نكردم). زنا هيچ كدومشون نتونستن راهي پيدا كنن كه بچه دار نشن و از بچه دار نشدنشون دنيا به اخر نرسه! فقط زن مي تونه بچه به دنيا بياره ( ياد حرف دكتر محمد مجد تيموري افتادم كه مي گفت: اگه قرار بود ما مردا بزاييم اصلا چيزي به اسم آدميزاد نمي تونستيم بزاييم ...)

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۸۹/۱۲/۰۷ساعت 11:52  توسط لیلی   |