لذت متن

ذهنم مانند لباس ژنده ی روی بند در باد سرد, بالا و پایین میرود.

 

تقریبا یک ماهی میشه یه دوستی از دانشگاه بنگال میاد و مقالات انگلیسی منو که توی پیوندهای روزانه گذاشتم می خونه و از طریق ایمیل نظر میده . ظاهرا مقاله ی من راجع به دکتر فاستوس بسیار مورد پسند واقع شده است. به هر حال از من خواست اگر مقالات انگلیسی دیگه ای هم نوشته ام آپ کنم. منم دیدم حالا که دیگه دانشگاهم تموم شده بد نیست یه سری نوشته هامو در اختیار دوستام قرار بدم. البته مطالب انگلیسی من قبلا در وبلاگ دیگه ای آپ میشد و فقط دوستای خوبم سعید موسوی و عباس مولانایی مطالبم رو خوندن... اما شاید از این به بعد یه سری نقدهای انگلیسی ام رو هم بنویسم. بمیره این اینترنت ایران ... فکر کنید همه عکسای جین استن و کتاباش فیلتر بود لامصب ؛ دست آخر این یه دونه رو پیدا کردم. اگه یه عکس بهتر پیدا کردید بهم ادرس بدید.

پ.ن 1 : لینک دانلود مقاله انگلیسی خودم درباره "شیوه روایی FID در داستان «اما» اثر جین آستن"

پ.ن 2: دارم کتاب "زن در ریگ روان" اثر کوبو ابه رو می خونم.

پ.ن 3: امروز دو سه تا عکس سروش رو توی فیس بوک آپ کردم که یکیش رو می تونید اینجا هم ببینید. فقط قابل توجه دوستانی که اولین باره به وبلاگم اومدن و عکس رو می بینند... عزیزان من مادر سروش نیستم ... خاله اش میشم . کشتید منو توی عکس قبلی از بس نوشتید چه پسر نازی داری خدا واست نگه داره

 پ.ن ۴: تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری/ تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۰/۰۷/۰۹ساعت 11:9  توسط لیلی   |