لذت متن

ذهنم مانند لباس ژنده ی روی بند در باد سرد, بالا و پایین میرود.

 

 

 

 

لینک مطلب : سایت چوک

بخشی از ترجمه:

واقعا بُعد دیگر زندگی چه حسی می تواند داشته باشد؟ دنیایی که در آن آدمها همدیگر را در آغوش می گیرند و می بوسند و شب ها کنار هم می خوابند و ناگهان نیمه شب در تاریکی از خواب بیدار می شوند و دستانی را حس می کنند که به دورشان حلقه شده و دست دراز می کنند و می گویند: " بغلم کن، خواب بدی دیدم".

 

+ نوشته شده در  شنبه ۱۳۹۲/۰۵/۰۵ساعت 14:12  توسط لیلی   |